تاريخ آثار ايسلندي كه اداي‌1 جديد (يا منثور) و اِداي قديم (يا منظوم‌) را تشكيل مي‌دهد، كاملاً نامعلوم است‌، ولي مي‌توان اطمينان داشت كه بخشي اساسي از اين آثار، اگر قديمي‌تر نباشد، مربوط به دوره‌اي است كه از آن سخن مي‌گوييم‌. بسيار جالب توجه است كه چنان‌ ادبيات عظيمي بسيار پيش از اين‌كه‌، در كشورهاي مطلوب‌تر پديد آمده باشد، توانسته در آن‌ منطقه‌ٴ يخ‌زده و نامهربان اروپاي شمالي ظهور كند؛ بعيد است بتوان علت اصلي آن را توضيح‌ داد. بسياري از توضيحات چيزي جز شرح نيست‌، و توصيف است نه توضيح واقعي‌. در مورد جهلمان چيزي نمي‌توانيم بگوييم جز اين كه ((آفتاب آمد دليل آفتاب‌...))2

ه. رياضيات و اخترشناسي‌

شايسته نيست رياضيات و اخترشناسي را جداگانه مورد بحث قرار دهيم‌، چون ما را ناگزير خواهد ساخت از گروهي افراد معين دوبار گفتگو كنيم‌. مهم‌ترين فعاليت نجومي اين عصر، عبارت بود از تدوين زيج‌ها؛ و جدول‌هاي مثلثاتي از زيج‌ها جدانشدني بود. از سوي ديگر، تفكيك نژادي بسيار مناسب و هم‌چنين بديهي است‌؛ چون اعضاي يك گروه نژادي بيش از اعضاي گروه‌هاي ديگر آماده‌ٴ ارتباط با يك‌ديگر و تأثير متقابل بودند. يعني تأثير يك گروه در گروه ديگر آني نخواهد بود؛ انتقال اين تأثير كمابيش مستلزم گذشت زمان است و معاصران به‌ اندازه‌ٴ نسل‌هاي بعدي آن را احساس نخواهند كرد.

1. مسلمانان شرقي‌. بهتر است بررسي خود را از شاخه‌ٴ شرقي اسلام آغاز كنيم‌، ولو اين‌كه صرفاً به‌خاطر يكي از اصيل‌ترين رياضيدانان قرون وسطا، يعني عمر خيام باشد كه نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ يازدهم‌، را به‌نام او اختصاص داديم و او در 1123، در سنين پيري درگذشت‌. بنابراين وي شاهد نيمي از عصر مورد بحث ما، بود. رياضيدان ديگر سده‌ٴ يازدهم‌، يعني محمد بن عبدالباقي‌ بغدادي هم ممكن است تا همان زمان زيسته باشد. شرحي بر مقاله‌ٴ دهم اصول اقليدس‌، كه ژرار كرمونائي آن را ترجمه كرده‌، به وي منسوب است‌.
خازني‌، فيزيكدان بزرگ هم‌، زيجي تأليف كرد به نام زيج معتبر سنجري كه در آن موضع‌ ستارگان مطابق سال 1115 ـ 1116، براساس عرض جغرافيايي مرو ثبت شده بود.
مظفر اسفزاري از همكاران عمر خيام شرحي بر چهارده مقاله‌ٴ اصول اقليدس نوشت‌.
بديع اسطرلابي اصفهاني بزرگ‌ترين سازنده‌ٴ اسطرلاب در عصر خويش بود (هم‌چنان‌كه از لقبش پيداست‌). او رصدهاي نجومي را رهبري كرد و زيجي ساخت‌. به نظر نمي‌رسد اثرش‌ حايز اهميت خاصي بوده‌، جز اين كه تذكره‌نويسان مسلمان او را بسيار ستوده‌اند.


Edda .1
2 .در اصل‌: باد جايي مي‌وزد كه صدايش شنيده مي‌شود.